ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

106

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) پيامبر ( ص ) بر بالين او كه فقط در بردى شهيد افتاده بود ايستاد و فرمود : تو را در مكه ديدم در حالى كه هيچ كس جامه نرم‌تر از تو بر تن نداشت و گيسوانى زيباتر از تو ، و اكنون در حالى كه سرت خاك آلود است فقط در بردى به خاك افتاده‌اى . آن گاه دستور فرمود براى او گور كندند و در گور او برادرش ابو الروم بن عمير و عامر بن ربيعه و سويبط بن سعد بن حرمله وارد شدند ، درود و رحمت خدا بر او باد . سويبط بن سعد ابن حرمله بن مالك ، و مالك شاعرى نامدار بود ، بن عميلة بن سبّاق بن عبد الدار بن قصىّ و مادرش هنيدة دختر خبّاب بن ابى سرحان بن منقذ بن سبيع بن جعثمة بن سعد بن مليح از قبيلهء خزاعه است ، سويبط از مهاجران حبشه است . واقدى از حكيم بن محمد ، از پدرش نقل مىكند * چون سويبط از مكه به مدينه هجرت كرد در خانهء عبد الله بن سلمه عجلانى منزل كرد . گفته‌اند رسول خدا ميان سويبط بن سعد و عائد بن ماعص زرقى عقد برادرى بست ، سويبط در جنگهاى بدر و احد شركت كرده است . از بنى عبد بن قصىّ بن كلاب طليب بن عمير ابن وهب بن كثير بن عبد قصى كه كنيه‌اش ابو عدى است و مادرش اروى دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصىّ است . واقدى از موسى بن محمد بن ابراهيم بن حارث تيمى ، از قول پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * طليب بن عمير در خانهء ارقم به حضور پيامبر رسيد و مسلمان شد و از آن جا بيرون آمد و نزد مادرش اروى دختر عبد المطلب رفت و گفت : من در راه خدا مسلمان شدم و از محمد ( ص ) پيروى كردم . مادرش گفت : بهترين كار است كه با پسر دايى خود همكارى كردى و او را يارى دادى و به خدا سوگند اگر كارى كه از مردان ساخته است از من ساخته